زنهار با بیراه ها پیکار کن ، پیکار کن
تصویر خوب یار را در ذهن خود تکرار کن
از لا الا هو آتش ایمانمان پربار شد
آسایش افلاکیان از ذکر نام یار شد
خلد برین بی زحمت تسبیح ارزانی شده
بخت از چه رو با حال خوش اینبار مهمانی شده
اینبار کامی جویم از لعل لب شکرفشان
تا بار دیگر یابم از خروار گیسویش نشان
زین طوق بر گردن دگر ، ترسی ندارم درگذر
جانم ستان تا بعد از این دیگر نباشم در بدر
سالک رهت آغاز شد ،اسباب راهت ساز شد
پرواز کن پرواز کن کان در به رویت باز شد
روز و شبم پیچیده شد تا سر کشیدم جام را
صبحم ببین خوانم بر او ذکر صلات شام را
تقدیر ما را بین چه سان گشتیم از صاحبدلان
زان خنده کودک نشان پر شد سرای جانمان